محمود كتبى
91
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
از راه جانسپارى استقبال كرد و به نظم امور و مهام بايستاد و رأى بر آن قرار گرفت كه به دفع ظلم دولتشاه كه در كرمان بنياد نهاده مشغول مىبايد شد . در ماه اسفند - ارمذ سنه خمس و ستين و سبع مايه با لشكرى به عدد اصحاب بدر « 52 » ملك مانند و ديو آئين ، فلك تأثير و كوه آلت * نهنگ آسيب و شير آفت ، پلنگ آشوب و فيل افكن دليرانى كه از گردون به نوك رمح سياره * ربودندى چو گنجشكان به منقار از زمين ارزن به عزم تسخير كرمان نهضت فرمود . دولتشاه چون اين خبر شنيد با چهار هزار سوار آراسته از سر استكبار از شهر بيرون آمد . امير محمود از امراى عرب برسيد و اين خبر را به شاه شجاع برسانيد . همان لحظه سوار شد و متوكلا على اللّه از شهر - بابك متوجه سيرجان گشت . دولتشاه از راه قريهء اشتران به پيشگيرى شاه شجاع آمد . چون مسافت بين الفريقين نزديك شد ، آخر روز بود . شاه شجاع با اين جماعت معدوده بر لشكر دشمن زد . به عنايت الهى لشكر پادشاهى غالب آمد . دولتشاه به هزيمت روى به كرمان نهاد . اموال و خيول بسيار بهدست اين سيصد مرد افتاد . بيت نيكوئى بردهد به نيكوكار * بازگردد بدى به بد كردار روز ديگر متوجه كرمان شد . چون به شاهاباد كه يك فرسخى شهر است برسيد ، آن بدبخت همچنان در مقام تمرد بود و دروازههاى قلاع را به مردان دلير سپرد و باروى شهر كه در مدت دولت به جور و ظلم بنياد نهاده بود و تمام دشت را داخل شهر قديم گردانيده به نفس خود و اخوان محافظت نمود . تا امير رمضان اختاجى را امر شد كه به شهر رود و صفحهء جرائم او را به صفح و غفران بشويد . چون او به شهر رسيد ، دولتشاه خواست كه به ركنى از اركان دولت قواعد امن خود محكم گرداند ، التماس حضور خواجه توران شاه كرد . او به شهر آمد . دولتشاه تذكرهاى مشتمل بر مطالب خود به وسيلهء آن وزير مبارك تدبير به عرض رسانيد و اجوبه بر حسب ارادت او صادر شد . روز ديگر دولتشاه با اعيان دولت از شهر بيرون آمد و به تشريف خاص ملبس گشت و دو دانه در گرانمايه در گوش او كردند
--> ( 52 ) . جامع : « با سيصد سوار و سى پياده »